مرتضى مطهري
436
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
مىكنند ، اوضاع نو قانون نوى مىخواهد . يك جواب نقضى به ادوار تاريخى اقتصادى و سوسياليسم كه به عقيده اينها خاتم الادوار است . اما جواب حلَّى ( 1 ) : . 7 . آيا راست است كه همواره دو عامل كهنه و نو ، محافظه كار و پيشرو ، در اجتماع در حال مبارزه هستند و ريشهء اين مبارزه نيز وضع عوامل توليد است ؟ . 8 . مصلح و مرتجع ، اين خود دليل عدم معصوميت زمان است . 9 . تفسيرى از كلمهء جبر تاريخ . 10 . كلماتى از قبيل : پديدهء قرن ، مقتضيات قرن بيستم ، مد و دمده ( 2 ) ، تجدد و فناتيسم ، تعصب و تحجر و آزادفكرى . 11 . عطف به نمرهء 3 راجع به مرز ميان آنچه بايد ثابت بماند و آنچه بايد متغير باشد ، بايد ديد مبدأ تغيير و جهت تغيير از لحاظ فرد انسانى چيست يعنى از كدام غريزه و به سوى چه هدفى است و از لحاظ قشرهاى اجتماع در چه طبقاتى است و به سوى چه وضعى پيش مىرود ؟ ( رجوع به نمرهء 14 ، 21 ، 22 ، 27 ، 28 و 31 ) . 12 . عطف به نمرهء 2 ، هر موجودى مدارى دارد . مدار انسان غير از مدار حيوان است . ايضاً انسان شكل پذير است . آيا انسان بايد مثل مايعات تابع شكل محيط خود باشد ؟ الهامات فطرى دليل بر ثبات روحى اخلاقى انسان است . انسان خالق تاريخ است نه مخلوق او . ارادهء او سازندهء محيط است نه ساخته شدهء محيط . در عين اينكه شخصيتش ساختهء محيط است ، سازندهء خود و محيط نيز هست . پس جبر تاريخ به معنى محكوميت مطلق ارادهء انسان غلط است . انسان بايد به نقش خلاقيت خود در تاريخ واقف باشد . انسان نبايد همرنگ محيط و بوقلمونى
--> ( 1 ) [ در نسخهء اصل دستنويس به همين صورت است . ] ( 2 ) داستان جوانى كه در صف كرايه مىگفت : رعايت نوبت ، دمده شده است .